ميرزا محمد حيدر دوغلات

361

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ميامن الطاف پادشاه هيچ معلوم نشد و بعد از آن تا سنه ثمان عشر و تسعمايه « 1 » 194 در ملازمت پادشاه بودم . اگر سوار شدى ، به شرف همعنانيم مشرف ساختى ( 155 پ ) و اگر صحبت داشتى البته به هم صحبتيم سرافراز گردانيدى . القصه مرا به همه حال از خود جدا نساختى ، مگر وقت خواندن . چون از سبق فارغ شدى به طلبم كس آمدى و همچنين تا آخر حال مراحم پدرانه را به حالم مرعى داشت . رفتن شاهى بيگ خان به قزاق و ذكر اختلال كار او چون شاهى بيگ خان اقداح عمر خانان و پدرم را به شربت شهادت پر ساخته چشانيد بلكه لاجرعه نوشانيد ، چنان كه گفته‌اند ، ع « 2 » : هر آن شربت كه نوشانى بنوشى ، او را نيز پيمانه عمر پرگشته و اقبال او برگشته بود و ساغر دولت او سرنگون گشته ، نيك به ايشان چشانيد باقى آن را خود لاجرعه كشيد . بيت : اى نور چشم من سخنى هست گوش كن * تا ساغرت پر است بنوشان و نوش كن « 3 » تفصيل اين مجمل آنكه بعد ما كه خاطر از كار خانان و پدرم پرداخت ، بر اطراف جنيبت دولت را مىتافت و بر جوانب سهم سياست را مىانداخت و با همه عالم كج و راستى مىباخت . از جمله « 4 » در زمستان سنه خمسة عشر و تسعمايه 195 بر سر قزاق رفت . در آن زمان اگر چه خان براندوق بود ، اما راتق خانيت و فاتق سلطنت قاسم خان بود . شاهى بيگ خان را با وجود آن جلالت ، قوت مقاومت به او نبود . عدد لشكرى در آن زمان از دويست « 5 » هزار متجاوز بود . چون زمستان شد هر كس براى مصلحت علف چارپا در جايى مىبودند . 196 شاهى بيگ خان در عين زمستان مىرفت و از جانبى گرگ‌ربايى مىكرد و باز مىگشت . مقصود او آنكه از اين جهت در نزديكى ولايت او شايد نتواند بود . 197 بار آخر در تاريخ مذكور كه رفت به وقتى كه قوت اسب لشكر به تمامت ساقط

--> ( 1 ) . 1512 ميلادى [ 918 ( م ) ] . ( 2 ) . نگ : - ع . ( 3 ) . نگ : - بيت . . . نوش كن . ( 4 ) . پرداخت از هر سو به تافت و تاز پرداخت از جمله . ( 5 ) . نگ : بيت .